به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، انعقاد تفاهمنامه همکاری میان سازمان بهزیستی و دانشگاه فردوسی مشهد در این مقطع زمانی، نه یک تشریفات اداری، بلکه ضرورتی استراتژیک برای عبور از مدیریت سنتی آسیبهای اجتماعی به سمت حکمرانی هوشمند و علمی است.
برای درک عمق این همکاری، ابتدا باید دانست که مفهوم «دانشگاه» در جهان معاصر دچار تحولی شگرف شده است. امروز در نقطهای ایستادهایم که "دانشگاه فردوسی مشهد" بعنوان یکی از قطبهای علمی کشور، پتانسیل لازم برای ایفای نقش در پنج نسل متفاوت دانشگاهی را داراست و "سازمان بهزیستی" میتواند از هر یک از این لایهها، بهرهای منحصر بفرد ببرد.
در تبیین این مسیر، ابتدا باید سیر تطور دانشگاهها را مرور کرد.
دانشگاه نسل اول که بر پایه آموزشمحوری شکل گرفته بود وظیفه انتقال دانش را بر عهده داشت.
در لایه بعدی، دانشگاه نسل دوم با محوریت پژوهش، به دنبال تولید دانش جدید رفت.
با ظهور دانشگاه نسل سوم، مفهوم کارآفرینی و ثروتآفرینی از علم متولد شد.
_اما تحول اصلی در دانشگاه نسل چهارم رخ داد؛ جایی که «مسئولیت اجتماعی» و اثرگذاری بر جامعه (Civic University) به اولویت اول تبدیل شد._
امروزه جهان در حال گذار به دانشگاه نسل پنجم است_؛
دانشگاه نسل پنجم، دانشگاهی ست انسانمحور که با بهرهگیری از هوش مصنوعی، فناوریهای همگرا و تمرکز بر پایداری و محیطزیست به دنبال ارتقای رفاه بشری و تمدنسازی هوشمند است.
در سایه این تقسیمبندی، تفاهمنامه مذکور میان "بهزیستی کشور و دانشگاه فردوسی مشهد" در چهار قلمرو کلیدی قابل تحلیل و اجراست:
*۱.* در قلمرو پژوهشهای ارگانیک و مسئلهمحور (نسل دوم):
دانشگاه باید بعنوان «مغز متفکر» سازمان عمل کند؛ ما نیازمند پژوهشهای ژرفنگر در حوزه آسیبهای نوپدید هستیم.
"دانشگاه فردوسی" با دارا بودن اساتید تراز اول در علوم انسانی، میتواند در حوزه شیوع شناسی اعتیاد، خودکشی و طلاق در منطقه خراسان، دادههای خامی را که در "سازمان بهزیستی" وجود دارد را به «دانش راهبردی» تبدیل کند. ارزیابی علمی پروتکلهای مداخلهای سازمان و سنجش اثربخشی آنها، خدمتی است که دانشگاه در این لایه به نظام سلامت اجتماعی ارائه میدهد.
*۲.* در قلمرو کارآفرینی و توانمندسازی (نسل سوم)
رسالت ما در بهزیستی، از «حمایت صرف» به «توانمندسازی» تغییر یافته است؛ در این مسیر، دانشگاه کارآفرین میتواند با ایجاد شتابدهندههای تخصصی توانبخشی به دانشجویان نخبه کمک کند تا ابزارهای نوین و ارزانقیمت توانبخشی را تولید کنند. همچنین، ظرفیتهای دانشگاه در بخش مدیریت و اقتصاد میتواند در برندسازی و بازاریابی محصولات تولید شده توسط مددجویان و زنان سرپرست خانوار، انقلابی به پا کند تا اشتغال این عزیزان از حالت معیشتی به سمت اشتغال پایدار و سودآور حرکت کند.
*۳.* در قلمرو مسئولیتپذیری اجتماعی و حل آسیبها (نسل چهارم)
اینجاست که پیوند دانشگاه و بهزیستی در متن جامعه تجلی مییابد. دانشگاه نسل چهارم، دانشگاهی است که دیوارهای میان خود و محلات حاشیهنشین را فرو ریخته.
تشکیل کلینیکهای سیار با همکاری اساتید و دانشجویان مقاطع عالی روانشناسی و علوم اجتماعی در مناطق آسیبخیز مشهد و حضور فعال دانشگاه در تدوین پیوستهای اجتماعی برای پروژههای شهری، میتواند نرخ بروز آسیبهایی نظیر خودکشی و خشونتهای خانگی را به شدت کاهش دهد.
در این مدل، دانشگاه دیگر یک نهاد نظارهگر نیست، بلکه یک «مداخلهگر علمی» در بحرانهای اجتماعی است.
*۴.* در قلمرو فناوریهای نوین و پایداری (نسل پنجم)
افق آینده این تفاهمنامه در دانشگاه نسل پنجم نهفته است.
بهرهگیری از«هوش مصنوعی»برای طراحی داشبوردهای مدیریتی پیشبین، یکی از جدیترین محورهای همکاری است.
ما به دنبال سیستمی هستیم که با تحلیل دادههای بزرگ(Big Data)نقاط داغ آسیبهای اجتماعی را پیش از وقوع بحران شناسایی کند.
استفاده از اینترنت اشیاء(IoT)برای پایش سلامت سالمندان در مراکز نگهداری و استفاده از انرژیهای پاک در زیرساختهای سازمان، گامی در جهت توسعه پایدار است.
همچنین، طراحی چتباتهای هوشمند برای ارائه مشاورههای اولیه ۲۴ساعته در مواقع بحرانی، میتواند دسترسی جامعه هدف را به خدمات بهزیستی عادلانه و فناورانه کند.
در کنار همه این موارد این تفاهمنامه با تأکید بیشتر بر حوزه سالمندی منعقد شده است.
نقش دانشگاه در حوزه سالمندی و ضرورت تغییر جهت رویکردها و برنامههای راهبردی از «سالمندی مخاطرهآمیز» به «سالمندی سالم» ایجاب میکند این برنامهریزیها بر پایه دانش نوین، مطالعات عمیق، دادههای معتبر و شواهد علمی استوار شود.
در چنین چارچوبی، دانشگاه صرفاً نهادی آموزشی نیست، بلکه بازیگری راهبردی در تولید دانش، تربیت نیروی انسانی تخصصی، سیاستپژوهی و طراحی مداخلات اثربخش است و می تواند مسیر گذار به سالمندی سالم را از طریق رویکردی میان رشتهای و آیندهنگر هدایت کند.
حرکت به سوی سالمندی سالم مستلزم آن است که سالمندی نه تنها بهمثابه یک مسئله درمانی یا رفاهی، بلکه به عنوان پدیدهای زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فناورانه دیده شود و برای آن، مجموعهای از برنامههای پیشگیرانه، توانمندساز و مشارکتمحور طراحی شود.
از منظر علمی، ادبیات نوین این حوزه با مفاهیمی چون سالمندی سالم، سالمندی فعال و سالمندی موفق بر این نکته تأکید دارد که کیفیت سالمندی قابل ارتقاست و با سرمایهگذاری بموقع در پیشگیری، ارتقای سواد سلامت، اصلاح سبک زندگی، تقویت تابآوری روانی و حفظ کارکردهای جسمی و شناختی میتوان استقلال فردی، مشارکت اجتماعی و کرامت سالمندان را افزایش داد.
بر همین مبنا، دانشگاه میتواند نقش تعیین کنندهای در توسعه مدلهای پیشگیری و غربالگری، توانبخشی جسمی و شناختی، و نیز تدوین استانداردها و دستورالعملهای مراقبتی مبتنی بر شواهد ایفا کند و این یافتهها را به برنامههای اجرایی در سطح جامعه و نظام سلامت تبدیل سازد.
در این میان، ایجاد فرصتهای اشتغال و توسعه اقتصاد نوظهور مرتبط با سالمندی نیز از محورهای راهبردی است.
«اقتصاد سالمندی» یا «اقتصاد نقرهای» بعنوان یکی از حوزههای نوپدید در مطالعات توسعه، بر ظرفیتهای جمعیت سالمند در تولید، مصرف، انتقال تجربه، کارآفرینی و مشارکت مدنی تأکید میورزد و نشان میدهد سالمندی در صورت برنامهریزی علمی، میتواند به فرصتی برای رشد بازارهای جدید، توسعه خدمات و ارتقای سرمایه اجتماعی تبدیل شود.
دانشگاه با تقویت زیستبوم نوآوری، حمایت از کسبوکارهای دانشبنیان و بازطراحی برنامههای آموزشی میتواند زمینه شکلگیری خدمات و محصولات سازگار با نیازهای سالمندان را فراهم کند و در کنار اشتغال دیجیتال و اشتغال سبز، توسعه «اشتغال مراقبتی» را بعنوان یکی از جدیترین روندهای اشتغال امروز و آینده جامعه بشری پیش ببرد؛ اشتغالی که از مراقبتهای حرفهای در منزل و مراکز روزانه تا مدیریت خدمات اجتماعی، مشاوره، توانبخشی و طراحی تجربههای ایمن و نشاطآفرین برای سالمندان را دربر میگیرد.
نقش دانشگاه در این مسیر بویژه در حوزههایی چون توانبخشی سالمندان، سلامت سالمندی، غنیسازی اوقات فراغت، گردشگری سالمندی و بهرهگیری از فرصتهای ناشی از سالمندی برجسته است.
توسعه گردشگری سالمندی و گردشگری دسترسپذیر با استانداردسازی خدمات، آموزش نیروی انسانی و طراحی بستههای سفر متناسب با توان جسمی و نیازهای سلامت، افزون بر ارتقای کیفیت زندگی سالمندان، میتواند به رونق اقتصاد خدماتی و ایجاد اشتغال پایدار نیز منجر شود.
برنامهریزی برای اوقات فراغت هدفمند، آموزشهای هنری و فرهنگی، فعالیتهای بدنی متناسب و تقویت شبکههای ارتباطی و مشارکتی، در کاهش انزوا، افسردگی و افت عملکرد شناختی نقش مهمی دارد و دانشگاه میتواند با ایجاد برنامههای یادگیری مادامالعمر و فرصتهای آموزشی بیننسلی، سالمندان را به کنشگران فعال در تولید دانش و تجربه اجتماعی تبدیل کند.
از سوی دیگر، بهرهگیری از فناوریهای نوین و تحول دیجیتال، افق تازهای برای تحقق سالمندی سالم فراهم کرده است.
دانشگاه میتواند با توسعه و بومی سازی فناوریهای یاریگر، ابزارهای کمکی، خانههای هوشمند، خدمات تلهمدیسین، پایش از راه دور سلامت، توانبخشی از راه دور و بهرهگیری از هوش مصنوعی در غربالگری و مدیریت مراقبت، به افزایش استقلال سالمندان، کاهش مخاطرات و کارآمدسازی نظام مراقبت کمک کند.
پیوند دادن این فناوریها با مدلهای مراقبتی جامعه و خانوادهمحور، ضمن کاهش هزینههای بستری و درمان، کیفیت مراقبت را ارتقا میدهد و امکان سیاستگذاری دقیقتر مبتنی بر داده را فراهم میسازد.
دانشگاه با انجام مطالعات آیندهپژوهانه و تحلیل روندهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی مرتبط با سالمندی، میتواند سناریوهای محتمل آینده را ترسیم کرده و مبنای علمی لازم برای تصمیمسازی و سیاستگذاری عمومی را فراهم آورد.
در این افق، سالمندی نه تهدیدی اجتنابناپذیر، بلکه مرحلهای از زندگی انسانی تلقی میشود که با برنامهریزی مبتنی بر شواهد، نوآوری، مشارکت اجتماعی و رویکردهای کرامتمحور میتواند به فرصتی برای توسعه پایدار، همبستگی بیننسلی و ارتقای کیفیت زندگی جامعه تبدیل شود.
دانشگاه نیز بعنوان نهاد مرجع دانش و نوآوری، نقشی بیبدیل در شکلدهی و پیشبرد این زیستبوم سالم، فعال و مولد خواهد داشت.
در نهایت، تفاهمنامه منعقده با "دانشگاه فردوسی مشهد"، میثاقی است برای حرکت به سوی «بهزیستی هوشمند و تمدنساز».
ما معتقدیم حل معضلات پیچیدهای چون اعتیاد، معلولیت و فقر تنها با تکیه بر تجربه سازمانی میسر نیست؛ بلکه نیازمند پیوندی ارگانیک با دانشگاهی است که از آموزش تا هوش مصنوعی را در خدمت «انسان» و «رفاه اجتماعی» بکار میگیرد.
تفاهم نامه امضاء شده شروعی است بر یک مسیر تحولی که در آن علم نه در قفسه کتابخانهها، بلکه در متن زندگی مددجویان و در رگهای جامعه جاری خواهد بود.
نظر شما